خانه و خانواده

تفریحی ماه استار -عکس ,فال,اس ام اس,دانلود

  

روش های مناسب تربیتی برای خانواده های تک فرزند

%D8%AA%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%AA %D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF روش های مناسب تربیتی برای خانواده های تک فرزند

همراه با تغییرات چشمگیر اجتماعی در جامعه تعداد اعضای خانواده هم کاهش یافت. اگر تا چند دهه قبل داشتن ۲ یا ۳ فرزند در یک خانواده امری عادی تلقی می شد و تک فرزندی رواج نداشت هم اکنون داشتن یک فرزند مسئله عادی شده است و برخی خانواده ها به داشتن یک فرزند بسنده می کنند.

به گزارش ایران ویج ، این تغییر که بی گمان بر بافت جامعه تاثیر خواهد گذاشت، با هشدارهای برخی از کارشناسان حوزه خانواده همراه بود و در این میان نظرات مخالف یا موافق زیادی مطرح شد. به نظر می رسد بهتر است به جای طرح دیدگاه های موافق و مخالف در این مطلب، گوشه ای از محدودیت هایی که باعث رواج تک فرزندی در خانواده های ایرانی شده است، ذکر کنیم و به تشریح موقعیت زندگی و ویژگی های تربیتی بپردازیم تا خانواده ها با دید باز و بررسی وضعیت خانوادگی خود، درباره تعداد فرزندانشان تصمیم بگیرند. در این مطلب قصد داریم به خانواده هایی که به هر دلیلی تک فرزند هستند کمک کنیم تا با شیوه های مناسب تربیتی، فرزند خود را کارآمد و موفق تربیت کنند، هرچند که توصیه ما این است که پدران و مادران باید خود را برای پرورش فرزندان بیشتر توانمند کنند و بر آگاهی خود بیفزایند.مدت هاست در ذهن طبقه متوسط ایران موضوعاتی درباره تک فرزندی به وجود آمده و به عنوان یک اصل مورد پذیرش قرار گرفته است؛ این که باید برای پیشگیری از لوس شدن فرزند اقدام به فرزندآوری دوباره کرد.

در واقع بسیاری از مردم تک فرزندی را عامل ایجاد مشکلات عدیده در زندگی آینده فرزند خود تصور می کنند. حامد سیامکی خبوشان کارشناس ارشد روان شناسی با بیان این مطلب به خراسان می گوید: این در حالی است که برخلاف تصور عموم، نتایج تحقیقات علمی و گسترده نه تنها اختلالات روان پزشکی را در تک فرزندها رد می کند بلکه تاکید دارد که میزان مشکلات رفتاری، اختلال سلوک، کمبود توجه، بیش فعالی، اختلالات شخصیت، وسواس و پرخاشگری در کودکان در خانواده های تک فرزندکمتر است.بنابراین در اولین قدم باید باورها و پیش فرض های نادرست را درباره تک فرزندی ویا چند فرزندی کنار بگذاریم و تلاش کنیم نگاهی جامع و همه جانبه به این پدیده داشته باشیم.شکی نیست که تک فرزندی حاصل دنیای صنعتی است و آن را باید به مثابه تغییری عمده در نگرش افراد به زندگی در جامعه امروز ایران پذیرفت.همچنین دکتر حامد محمدی کنگرانی روان پزشک با اشاره به این که در گذشته تک فرزندی یک پدیده منفی بود و چنین تلقی می شد که معایب رفتاری زیادی در کودکان به وجود می آورد، به ایسنا می گوید: باید در نظر داشت همه فرزندان اول تا چند سال قبل از تولد فرزند بعدی، تک فرزند هستند.

در دنیای امروز بسیاری از خانواده ها به دلایل مختلف اقتصادی، بدسرپرستی و تک والدی و… یک فرزند داشته باشند. اگرچه فرزندان یک خانواده در کنار یکدیگر شیوه های تعامل و حل مشکلات را می آموزند اما باید گفت والدینی که تجربه یک بار پدر و مادرشدن را دارند با دقت و توجه بیشتر می توانند فرزندی را تربیت کنند که فردی کارآمد و موفق باشد.تک فرزندها خصوصیات مشترکی دارند و نتایج تحقیقات نشان داده است که نوجوانان تک فرزند در آزمون های فکری و ذهنی نمرات بهتری کسب می کنند و پخته تر هستند. درک اجتماعی بالاتر و دایره لغات بیشتری دارند.سیامکی در این باره گفت : بیشتر این کودکان زودتر از دیگران سخن گفتن را آغاز می کنند، مانند بزرگسالان رفتار می کنند، به راحتی دیدگاه ها و نظرات خود را بیان می کنند و از آن جا که فرزند دیگری در منزل نیست آرامش بیشتری را تجربه می کنند. ضمن این که تک فرزندها بلوغ روانی زودرس دارند و از لحاظ شناختی و احساسی افراد موفق تری هستند و بیش از همسالان خود پذیرای تغییرات روحی و روانی در دوران بلوغ اند.همچنین دکتر کنگرانی با بیان این که این کودکان چون خواهر یا برادر بزرگ تر ندارند تا مسئولیت را به گردن او بیندازند، مسئولیت پذیرترند، تصریح می کند: معمولا خانواده ها برای تک فرزندها وقت بیشتری می گذارند، پول بیشتری خرج می کنند. نتایج مطالعات نشان می دهد که کمترین میزان مراجعه برای درمان اختلالات روان پزشکی مربوط به تک فرزندهاست. البته ممکن است دلیل آن حمایت همه جانبه خانواده از کودک و یا مراجعه نکردن باشد اما دلیل مهم تر این است که این افراد کمتر به این گونه بیماری ها دچار می شوند.

 

 

● معایب تک فرزندی

باید در نظر داشت که در برخی موارد به دلیل در پیش گرفتن شیوه تربیتی نادرست، تک فرزندها آستانه تحمل پایینی دارند. در واقع حمایت همه جانبه خانواده از آن ها باعث می شود متوقع و لوس و زودرنج بار بیایند و به سرعت رنجیده خاطر شوند.از همه مهم تر این که با رواج تک فرزندی تعداد خاله، عمه، دایی و عمو کمتر شده و بافت فامیلی و خانوادگی دچار خدشه می شود. به طور کلی باید گفت تک فرزند بودن یک شمشیر دولبه است و رفتار و شیوه تربیتی والدین می تواندآن را به ویژگی منفی تبدیل کند. از این رو این تصور را که تک فرزندی باعث بروز اختلالات روان پزشکی در فرد می شود باید کنار گذاشت و دریافت که عوامل بسیار زیادی دربروز این اختلالات نقش دارد.سیامکی با بیان این که عوامل مهمی مثل ویژگی های شخصیتی، سطح اجتماعی و اقتصادی خانواده، محرومیت از وجود یکی از والدین، تراکم جمعیت اعضای خانواده، تراکم جمعیت محل سکونت، ناسازگاری خانوادگی، عملکرد ضعیف والدین، محل سکونت مشترک با فامیل و اقوام، الگوهای تربیتی نادرست، سن والدین در بروز اختلالات روانی در کودکان تاثیر دارد، تاکید می کند: والدین به هیچ عنوان نباید با این تصور که تک فرزندی به خودی خود منفی است اقدام به فرزندآوری کنند. آن ها می توانند با کسب مهارت های فرزندپروری، یک یا چند فرزند سالم و سازگار تحویل جامعه بدهند بدون این که نگران بروز اختلالات روانی در وی باشند.

 

 

● راهکارها

شکی نیست که شناخت ویژگی های تک فرزندها و مدیریت صحیح الگوهای تربیتی در خانواده می تواند دغدغه والدین را درباره تک فرزند بودن کودکشان رفع کند.رفع حسادت و رقابت، درون گرایی، حساسیت بیش از حد، متوقع بودن و لوس بودن کودک تک فرزند، بدون تولد فرزند دیگر در خانواده امکان پذیر است و این نکته ای است که بسیاری از والدین از آن غافل هستند. بنابراین اصلاح تفکر والدین درباره تک فرزندی اولین گام است. حمایت افراطی از کودک باید قطع شود تا کودک مستقل بار بیاید. ورود کودک به مهدکودک در سن مناسب برای تخلیه هیجانات مثبت هم بسیار کمک کننده است. همچنین برخی والدین تصور می کنند چون صاحب یک فرزند هستند، باید به خواسته های نامعقول وی پاسخ مثبت دهند، در حالی که اصول تربیتی خانواده هایی که تک فرزند هستند، نباید فرقی با خانواده هایی که چند فرزند دارند، داشته باشد. معمولا خانواده ها تصور می کنند باید هرچه کودکشان می خواهد در اختیارش قرار دهند و در طول زمان کودکشان را متوقع، لوس و خودخواه بارمی آورند. بنابراین شیوه تربیتی والدین است که تک فرزندها را دچار مشکل می کند نه صرفا تک فرزند بودن.

 

 

● فرزندآوری

سیامکی با اشاره به این که اندیشه فرزندآوری در والدین درشخصیت، پرورش و تربیت کودک نقش اساسی دارد، تاکید می کند : این اندیشه تاثیر چشمگیری حتی قبل از انعقاد نطفه کودک دارد و این مسئله در اعتقادات دینی هم به صراحت آمده است. در مورد فرزند اول والدین با ذوق و شوق و میل درونی شدید به داشتن فرزند اقدام به فرزندآوری می کنند و این احساسات مثبت در شخصیت و فطرت کودک تاثیر چشمگیری دارد. همین تصور اگر برای فرزند دوم هم باشد بسیار عالی است اما اگر فرزند دوم برای پر کردن خلاء تنهایی فرزند اول به دنیا بیاید، وی همواره احساس طفیلی بودن می کند و هرگز نخواهد توانست جایگاه خودرا پیدا کند زیرا فرزند دوم برای خدمت کردن به فرزند اول آمده است و این موضوع در تعاملات وی با دیگران وزندگی فردی و اجتماعی او اثرگذار خواهد بود. این نکته که والدین بدانند چرا به وجود فرزند دیگری در خانواده نیاز است اهمیت بسیاری دارد و تفاهم بین والدین هم نکته اساسی دیگری است که باید به آن توجه کرد.

 

 

● ضرورت آموزش مدیریت زمان به فرزندان

دغدغه ها، استرس ها و اضطراب دوران کودکی در تک فرزندها می تواند یکی از دلایل شکایت آن ها از تک بودن در خانواده باشد.سیامکی خبوشان با اشاره به این مطلب، به خراسان می گوید: گاهی والدین در برابر این پرسش فرزند خود که چرا خواهر یا برادر ندارد، سردرگم می شوند و با خود می اندیشند چرا با وجود فراهم کردن همه امکانات برای تک فرزند خود، وی باید شکایتی داشته باشد، در صورتی که در واقع برخوردها و رفتارهای اشتباه والدین است که باعث می شود کودک احساس خلاء کند. تمام والدین باید مهارت دوست یابی و مدیریت زمان اوقات فراغت را به کودکان خود آموزش دهند به خصوص تک فرزندها به این مهارت ها نیاز مبرم دارند تا بتوانند به تعاملات اجتماعی با همسالان بپردازند.

روزنامه خراسان

ادامه مطلب icon برچسب ها:

چرا خانم ها بعد از ازدواج خیانت می کنند؟

 چرا خانم ها بعد از ازدواج خیانت می کنند؟

معمولاً تعداد مردهایی که به همسر خود خیانت می کنند از تعداد زنانی که به شوهر خود خیانت می کنند بیشتر است. ولی تحقیقات اخیر نشان می دهد که در سال های اخیر تعداد زنان خیانتکار نسبت به قبل بیشتر شده است.

به گزارش ایران ویج ، موسسه Coffee and Company بریتانیا در یکی از پژوهش های خود نشان داد که از ۳۰۰۰ شرکت کننده، ۲۰ درصد زنان به خیانت به همسران خود اعتراف کرده اند. اما چرا زنان به شوهران خود خیانت می کنند؟ در اینجا به ۱۰ مورد اشاره می کنیم که شاید بعضی از آنها شما را متعجب کنند.

 

● انتقام جویی

گاهی بی وفایی یک زن از حس انتقام جویی او ناشی می شود. گاهی زنان بر خلاف میل باطنی خود به شوهر خود خیانت می کنند تا به او بفهمانند حس مورد خیانت قرار گرفتن چه قدر دردناک است. و جالب اینکه در خیلی از موارد این حربه زنان جواب می دهد. دکتر بنی وِیل می گوید ” مردها به اندازه زنان احساساتی نیستند بنابراین در اکثر مواقع درد و رنج ناشی از خیانت همسر را درک نمی کنند، مگر اینکه خودشان طعم آن را بچشند.” زنان با این کار در واقع می خواهند شرایطی برابر با شوهر خود داشته باشند چون احساس می کنند آنچه تا به حال به آن پایبند بوده اند دیگر اعتبارو ارزشی ندارد.

 

● بی تفاوتی همسر

گاهی بی وفایی زنان از احساس نادیده گرفته شدن یا بی تفاوتی همسر نسبت به مسائل و مشکلات ناشی می شود. روث هوستون، کارشناس و موسس سایت معتبر infidelityAdvice.com، می گوید ” اکثر زنان ابتدا سعی می کنند به همسرشان بفهمانند که مشکلی وجود دارد و چیزی آنها را ناراحت کرده است. اما اگر شوهر متوجه این اشارات غیرمستقیم نشود، به همسر خود بی اعتنایی کند یا گلایه های او را جدی نگیرد، زن به خیانت روی می آورد چون احساس می کند راه دیگری نمانده است.”

 

● احساس ناامنی و خلاء عاطفی

زنان نیاز دارند که دوست داشته شوند و مورد تحسین و قدردانی قرار گیرند. مییرز، کارشناس خانواده، می گوید ” خیانت معمولاً زمانی اتفاق می افتد که زنی احساس کند آن طور که باید و شاید مورد علاقه و توجه همسرش قرار نمی گیرد و همسرش قدر او را نمی داند. معمولاً زنان به سمت مردهایی دیگر جذب می شوند چون از زبان آنها تعریف ها و تحسین هایی را می شنوند که از زبان شوهر خود نمی شنوند.” زنان دوست دارند همیشه به چشم همسرشان خاص و فوق العاده باشند و تشنگی و عشق او را احساس کنند.

 

● بازگشت به روابط قبلی

میرز می گوید ” بازگشت به روابط قبلی راهی آسان برای یافتن کسی است که بتواند کمبودهای زندگی زنان را برای مدتی کوتاه جبران کند. البته این راه حل بسیار مقطعی است و نمی تواند تاثیر ماندگاری داشته باشد. البته آنچه زنان می خواهند شخص قبلی نیست بلکه یا احساساتی است که در رابطه قبلی تجربه کرده اند و یا دیدی است که در آن زمان نسبت به خود داشته اند.” به عقیده ویل ” بازگشت به روابط گذشته باعث می شود زنان احساس جوانی، سرزندگی و جذابیت کنند. “

 

● رابطه طولانی و یکنواخت

اکثر زوج هایی که برای مدت طولانی با هم زندگی کرده اند، کم کم احساس می کنند آن حرارت و عشق روزهای اول را ندارند. بومن، کارشناس خانواده، می گوید ” روزهای اول یک رابطه زمانی هستند که احساس می کنید انتخاب شده اید و مورد توجه و علاقه هستید. اما در مورد روابط طولانی قضیه کاملاً متفاوت است چون دیگر هورمون هایی که در اوایل رابطه با دیدن طرف مقابل در بدنتان ترشح می شد کمتر شده اند.” البته این مشکل اجتناب ناپذیر نیست و تکنیک هایی برای مبارزه با احساس یکنواختی و تولید دوباره هورمون ها وجود دارد. مثلاً می توانید هر روز همسر خود را به مدت ۲۰ ثانیه در آغوش بگیرید و حرف های عاشقانه بزنید. ویل می گوید ” نکته جالب اینکه عدم وجود اختلاف و مشاجره همیشه نشان خوبی نیست. دعوا و جدل گاهی عشق ما را بیشتر می کند. آمار نشان می دهد زوج هایی که همیشه رابطه ای آرام و بدون تنش دارند بیشتر در معرض خطر خیانت و بی وفایی هستند.”

 

● ترس از خیانت شوهر

بسیاری از زنان خیانت و بی وفایی را جزئی جدایی ناپذیر از شخصیت مردان می دانند و به همین دلیل همیشه دچار استرس و ترس هستند، حتی اگر شوهرشان واقعاً به آنها خیانت نکند. گاهی بی وفایی و شروع یک رابطه مخفیانه راهی است برای کاهش این اضطراب.

 

● روابط زناشویی سرد و یکنواخت

زوج هایی که برای مدت طولانی در کنار هم زندگی کرده اند معمولاً از یکنواختی و سردی روابط جنسی شکایت می کنند. در پژوهشی که در سال ۲۰۱۰ صورت گرفت، ۸۱ درصد از زنان می گفتند روابط زناشوییشان سرد و قابل پیش بینی شده و دیگر جذابیتی ندارد. مِیِر می گوید ” گاهی زنان برای ایجاد تنوع و تجربه های جدید مرتکب خیانت و بی وفایی می شوند.”

 

● نبود نقاط مشترک

اگر زنی احساس کند که دیگر دغدغه یا علاقه مشترکی با شوهر خود ندارد، ممکن است به طرف کس دیگری جلب شود که این دغدغه ها و علایق را دارد. اکثر زوج ها در روزهای اول آشنایی احساس می کنند کسی را پیدا کرده اند که مثل آنها فکر می کند و با آنها همدل و همفکر است. اما در بسیاری از موارد بعد از چند سال این احساس از بین می رود. هوستون می گوید ” بعضی از زنان برای مبارزه با احساس تنهایی و خلاء به بی وفایی روی می آورند. “

 

● بیماری

زنانی که به بیماری ها خطرناک مانند سرطان سینه مبتلا می شوند، ممکن است ناگهان دیدی متفاوت به زندگی پیدا کنند، همه قسمت های زندگی خود را از اول مرور کنند و به مرگ و نیستی بیشتر فکر کنند. بومن می گوید ” بدتر اینکه این زنان ممکن است احساس کنند درست زمانی که بیش از همیشه به شوهرانشان نیاز داشته اند تنها مانده اند و دیگر مورد توجه شوهرانشان نیستند. احساسات این زنان آسیب پذیر می شود و برای جبران این کمبودها و احساسات منفی به خیانت روی می آورند. این احتمال هم وجود دارد که احساس کنند زمان زیادی برایشان باقی نمانده و باید از زمانی که دارند بیشترین استفاده را بکنند. “

 

● جلب توجه و ماجراجویی

ویل عقیده دارد ” زنان ممکن است احساس کنند که کسی قدر آنها را نمی داند. آنها همه زمان خود را به کارهای خانه اختصاص می دهند، کارهای خانه را انجام می دهند، از بچه ها مراقبت می کنند… حتی بسیاری از آنها بیرون از خانه هم کار می کنند. آنها می خواهند مورد احترام قرار بگیرند و ارزش زحمت هایشان شناخته شود.” هوستون می گوید ” زنان همچنین به دنبال کمی هیجان و سرگرمی در زندگی هستند . بسیاری از این زنان تنها به کمی محبت و توجه نیاز دارند. زنی که در زندگی زناشویی خود از شادی و هیجان و تنوع کافی برخوردار باشد و رابطه ای گرم و صمیمی با شوهر خود داشته باشد هرگز خیانت نمی کند.”

مجله خانواده سبز

ادامه مطلب icon برچسب ها: , , , , , ,

چرا زن به همسرش خیانت می کند

 

1- عدم یک رابطه گرم و صمیمانه با همسر
یکی از عوامل اصلی خیانت زنانه روابط زن و شوهر است؛ زمانی که بین زوجین، روابط زناشویی خوبی حاکم نباشد، این احتمال وجود دارد که زن به همسر خود خیانت کند. اختلالات جنسی که به مرور زمان برای برخی مردان به وجود می آید و مشکلات شخصیتی باعث می شود که مرد نتواند به همسر خود محبت کند و فقدان محبت، عاطفه و روابط گرم و صمیمی باعث این خیانت ها می شود.
زنانی که محبت خوب و لازم را از همسر خود دریافت کرده و یا روابط زناشویی خوبی بین آنها برقرار باشد، احتمال خیانت در آنها بسیار کم است.
43394b465e0898977784302eb1f3101c چرا زن به همسرش خیانت می کند
۲ - گذشته بی بند و بار زن
یکی دیگر از عوامل خیانت زن، گذشته اوست که در یک خانواده بی بند و بار و خیلی آزاد پرورش یافته و تربیت شده است و تربیت غلط گذشته باعث می شود همچنان حتی بعد از ازدواج هم این روابط را حفظ کند.
برخی از زنان که روابط زیادی داشته اند، به دلیل اینکه روابط صمیمانه و یا دوستی های دوران مجردی خود را نمی توانند به اتمام برسانند و برایشان بسیار سخت است تا خود را در زمان تاهل کنترل کنند در همان چارچوب به روابط خود ادامه می دهند.
۳ – احساس تنهایی کردن
مسایل شخصیتی وجود دارد که امکان دارد یک زن تحمل تنهایی و بیکاری را نداشته و به سختی می تواند دقایق و یا ساعتی را تنها و بیکار بگذراند. این زنان زمانی که می خواهند تنهایی خود را پر کنند وقتی می بینند همسرشان به دلیل مشغله کاری نمی تواند برای آنها وقت بگذارد گرایش پیدا می کنند که وقت خود را با دیگران و یا جنس مخالف خود پر کنند.
۴ – عوامل فردی و اختلالات شخصیتی زنان
عوامل فردی و اختلالات شخصیت و یا ویژگی های طرفین می تواند بستری برای خیانت باشد. وقتی در جامعه این روابط ناشایست، رواج پیدا کند امکان دارد وسوسه در زن ایجاد شود که این رابطه ها را تجربه کند.
مسایلی مانند ماهواره، تهاجم فرهنگی، الگوهای فرهنگی ناهنجار و غلط در خانه، همه این عوامل می توانند در خیانتهای زنانه دخیل باشد؛ در نتیجه حرمت و حریم های خانواده شکسته می شود و افراد پایبند چارچوب های اخلاقی نیستند.برخی از زنان به دلیل اینکه گذشته خوبی نداشته اند و یا زمان مجردی خیلی محدود بودند وقتی شرایطی را می بینند که زنان و مردان، رابطه آزادانه ای با هم دارند، این افراد چون می خواهند گذشته خود را جبران کنند به خیانت رو می آورند. شرکت در پارتی، ارتباط با دوست ناباب و مسائلی دیگر می توانند انگیزه خیانت را زیاد کند.
۵ – مشکلات اقتصادی
مسئله دیگر مشکلات اقتصادی که در جامعه است، البته مسئله اقتصادی به تنهایی عامل خیانت زنانه نیست. فرد ممکن است نیازهای مالی بیشتری را در خود احساس کند؛ ولی اگر پایبند چارچوب های اخلاقی باشد امکان دارد با هر تحریک وضعیت معیشتی کنار بیایند؛ اما فردی که به خاطر پول با جنس مخالف خود ارتباط برقرار می کند، بیشتر به دلیل میل به تجمل گرایی، مصرف بیشتر، مدگرایی و خرید کردن، به جنس مخالفی فراتر از چارچوب خانواده رو می آورد تا مورد حمایت او قرار گیرد.
در این زمینه تعداد زنانی که به دلیل فقر مادی به ارتباط با جنس مخالف رو می آورند بسیار کم است. اما وقتی زن به دلیل اینکه همسرش معتاد بوده و یا بیکار و مریض است خیانت می کند در واقع « فحشا » است؛ یعنی زن خودفروشی می کند تا نیازهای مالی خود را تامین کند.
۶ – تنوع طلبی
علت دیگر خیانت زنانه، تنوع طلبی است. در برخی اوقات مشخص شده است فرد نتوانسته است با همسر خود زندگی کند و شاید بارها و بارها ازدواج کرده است.
بهترین راهکار این است که باید علت این رابطه ها در سطح فردی مشخص شود و باید فرد به روانشناس مراجعه کند. باید مشخص شود که فرد اختلالات شخصیتی دارد و یا خیر. ممکن است درگیر روابط چندگانه شوند و زیاد وفادار نباشد، برخی از افراد شخصیت ناهنجار و ضد اجتماعی داشته و در سطح خانوادگی باید مداخلات اجتماعی و فرهنگی صورت بگیرد.
برای اینکه در جامعه زنان آسیب نبینند و برای حفظ حریم خانواده بیشتر خانواده ها باید آموزش ببینند. آموزش هایی از طریق رسانه های گروهی، تلویزیون، رادیو و… باید صورت گیرد و این افراد باید متوجه شوند که چنین مسائلی چقدر می تواند هم در آینده خود و هم آینده فرزندان، آسیب جدی وارد کند.
ادامه مطلب icon برچسب ها: , , , , ,